۴ سناریوی احتمالی در آینده

پیش به سوی آینده – یک چشم انداز قابل تأمل و قوی

مؤسسه هلندی بسته بندی های ماندگار (با نام اختصاری KIDV) در سال ٢٠١۴ مطالعاتی صورت داد با عنوان “نگاهی به سال ٢٠۴٠”. در این مطالعات KIDV قصد داشت یک چشم انداز الهام بخش، متقاعدکننده و دست یافتنی ارائه دهد. در طراحی این چشم انداز زنجیره بسته بندی تا جای ممکن ثابت و جاه طلب در نظر گرفته شده است تا بتوان آن را به یک اقتصاد چرخشی تعمیم داد. تا سال ۲۰۴۰ راه بسیاری در پیش است، که این مسئله طراحی چشم انداز مربوط به آن زمان را جالب و در عین حال چالش برانگیز می‌کند. اگر بخواهید نگاهی به ۲۵ سال آینده بیفکنید، تکیه کردن بر پیش بینی های مملو از حدس و گمان ریسک بالایی دارد. چون این پیش بینی ها بیشتر در مورد گذشته هاست نه آینده.

سناریوهای مربوط به آینده به شما می‌گوید که دنیا قرار است به چه شکل درآید، در نتیجه ابزار بسیار مفیدی به شمار می‌روند. این سناریوها داستان هایی ریشه ای و اصولی و در عین حال باورپذیر می‌باشند که آینده را به صورتی واقع گرایانه به تصویر می‌کشد. در شکل گیری این سناریوها دو نوع گرایش دخیل است: گرایش های قطعی و حتمی، گرایش های غیرمحتمل و متزلزل. مهم ترین گرایش غیرمحتمل تفاوت میان سناریوها را نشان می‌دهد و این گرایش ها در هر سناریو جایگاه ویژه ای دارد. در حقیقت این سناریوها داستان هایی هستند با موضوع “چه می‌شود اگر” که عناصر جالب و سرگرم کننده ای در آنها به کار رفته و می‌توانند سرمنشأ بحث هایی استراتژیک باشند.

 

طراحی سناریو: وارونگی

شرکت KIDV با همکاری متخصصین و سهامداران به طراحی این سناریوها پرداخت. شرکت مشاورین آینده (Future Consults) بر مبنای تحقیقات ثانویه، مصاحبه ۶ متخصص و مطالعه بر روی مصرف کنندگان موفق به ارائه گزارشی در مورد گرایش های آینده شد. در یک کارگاه و با حضور نمایندگان شبکه KIDV، ویژگی های کلیدی و مهم این سناریو ها مطرح گردید. این شِما در جلسه شورای KIDV بررسی و توسعه داده شد. با کمک این دستمایه ها چهار سناریوی اصولی و در عین حال باورپذیر شکل گرفت.

 

سناریوهای آینده

در طراحی و توصیف این سناریوها سه نوع آنالیز به کار رفته است:

۱. توسعه کلان در مباحثی از قبیل جمعیت، اقتصاد، تکنولوژی، ارزش های فرهنگی – اجتماعی، اکولوژی (بوم شناسی) و سیاست.

۲. توسعه های مختص هلند و مصرف کنندگاه هلندی

۳. توسعه زنجیره بسته بندی

 

سناریو شماره ۱: دغدغه ها و نگرانی های معمول

با توجه به نرخ رشد جمعیت جهان، بزرگ ترین چالشی که باید در سال ۲۰۴۰ با آن دست و پنجه نرم کنیم، کمبود آب و غذاست. شرایط نامساعد جوی تغییرات آب و هوایی را رقم می‌زند و این یعنی روند درو کردن و برداشت محصول غیرقابل پیش بینی متغیر خواهد بود. در چنین شرایطی بسته بندی می‌تواند نقش بسزایی در هدر نرفتن موادغذایی ایفا کند. موادغذایی باید مسیرهایی طولانی را پشت سر گذارند تا به دست مشتریان برسند، در نتیجه بیش از هر زمان دیگری موضوع تر و تازه ماندن مواد غذایی مطرح می‌شود. نسل جدیدی از بسته بندی های RFID (تشخیص امواج رادیویی) نیاز است تا بتوان در لحظه کیفیت محصولات را بررسی کرد. بسته بندی می‌تواند در استفاده بهینه و مؤثر موادغذایی سهم بسزایی داشته باشد. اقتصاد و تجارت آنلاین نقش بسته بندی را متحول ساخته است. وسوسه کردن مصرف کنندگان و ارائه اطلاعات مربوط به محصول از طریق کانال های آنلاین صورت می‌پذیرد. زیبایی ظاهری بسته بندی تنها زمانی اهمیت می‌یابد که کالا به دست مشتری رسیده و تجربه او از یک برند را رقم می‌زند.

 

سناریو شماره ۲: خشنود ساختن اقتصاد داخلی

در اقتصاد داخلی، بیشترین تأکید بر بازیافت خواهد بود. پسماندها و ضایعات باید تا جای ممکن بازیافت شوند و در تولید محصولاتی از قبیل کود مورد استفاده قرار گیرند. بسته بندی ها باید تجزیه پذیر بوده و بتوان آن ها را مجدداً مورد استفاده قرار داد. اتلاف و هدر رفت بسته بندی بسیار زیاد است، از این رو شمار کثیری از تولیدکنندگان دیگر از بسته بندی استفاده نخواهند کرد. بساط کیسه های پلاستیکی از سوپرمارکت ها جمع خواهد شد و لوازم الکترونیکی در بسته های مخصوصی برای مشتریان ارسال می‌شود و آنها باید لوازم خود را از داخل این بسته ها برداشته و آن را برای تولید کننده پس بفرستند. باید با ابتکار و نوآوری مواد خام به کار رفته در بسته بندی ها را به گونه ای تغییر داد که محصول نهایی تجزیه پذیر و قابل بازیافت باشد. جنس بسته بندی ها تا حد زیادی به موادی بستگی دارد که در یک منطقه بخصوص یافت می‌شود و این یعنی جنس بسته بندی ها در مناطق مختلف، متفاوت خواهد بود.

 

سناریو شماره ۳: دژ اروپایی

در سال ۲۰۴۰ اقتصاد چرخشی اروپایی به واقعیت می‌پیوندد. کاربرد بسته بندی مانند قبل است. لیکن بسته بندی ها به گونه ای طراحی می‌شوند که بتوان به راحتی آنها را بازیافت کرده و دوباره مورد استفاده قرار داد. این نوع طراحی ها چندان به مذاق مصرف کنندگان خوش نخواهد آمد و احساسات مثبتی در آنها ایجاد نخواهد کرد. استفاده از تنها یک ماده اولیه در بسته بندی ها به یک استاندارد تبدیل خواهد شد. اقتصاد چرخشی نقش بسزایی در کاهش استفاده از بسته بندی خواهد داشت. اجزاء به کار رفته در محصولات را می‌توان مجدداً مورد استفاده قرار داد. به لطف لوازم الکتریکی تقریباً رایگان و به وفور در دسترس می‌توان مواد غذایی را بلافاصله پس از تولید منجمد کرد و تا لحظه مصرف در همین حالت نگاه داشت. این امر نیاز به بسته بندی های محافظ را افزایش می‌دهد.

 

سناریو شماره ۴: من خلق می‌کنم

پیشرفت غیرمنتظره پرینترهای سه بعدی تغییراتی بنیادی و اساسی در زنجیره عرضه پدید آورده است. مصرف کنندگان به شدت حرفه ای شده اند و محصولات باید در نزدیکی خانه آنها و در مقیاس هایی بسیار اندک تولید شوند. صنعت حمل و نقل در جابجایی مواد خام مورد نیاز پرینترهای سه بعدی خلاصه می‌شود. مردم در منزل خود گلخانه های کوچکی خواهند داشت تا مواد غذایی مورد نیاز خود را در یک شرایط آب و هوایی کنترل شده تولید کنند و برای تهیه سایر مایحتاج خود دست به دامن پرینترهای سه بعدی خواهند شد. به لطف تکنولوژی، بشر در امور خانگی به خودکفایی می‌رسد و در نتیجه دیگر به بسته بندی نیازی نخواهد داشت. در این سناریو، پرینترهای سه بعدی استعاره ای است از تکنولوژی های فوق مدرن و نفس گیر که کامپیوترهای هوشمند و اتومبیل هایی با سیستم های هدایت اتوماتیک (خود ران) را هم در بر می‌گیرد.

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *